مجله ياس تنها

به علت بروز بودن سايت از صفحات ديگر نيز ديدن کنيد

به سايت مجله ياس تنها خوش آمديد

مدل شدن براي اين دختر هزينه زيادي داشت/ دختري که از مدل شدن فراري شد

مدل شدن براي اين دختر هزينه زيادي داشت/ دختري که از مدل شدن فراري شد

مدل شدن براي اين دختر هزينه زيادي داشت

خيلي از دختر خانم هاي جوان علاقه دارند تا شهرتي به دست بياورند و ممکن است براي رسيدن به اين آرزو به سمت مدل شدن بروند اما  . .. .

مجله ياس تنها

+ شاید شنیدنش کمی تلخ و غیر قابل باور باشد اما واقعیت دارد دختری جوان که با سودای شهرت با یک سرچ ساده طعمه شکارچیان صنعت مدلینگ شد؛ دختر جوان اول بغضی فرو می‌خورد، اما محکم می‌ایستد اول از آرزوهایش می‌گوید که با چه برنامه ریزی برای مدل حرفه‌ای تلاش می‌کرد؛ می‌گفت خوب تحقیق کردم، اما تبلیغات پر زرق و برق و وجهه به اصطلاح موجهشان آنقدر گول زننده بود که دیگر حواسی برای تحقیق قانونی و غیر قانونی بودن به ذهن نمی‌رسید.

+ سوژه هایشان را خوب شناسایی می‌کردند و بعد از برنامه ریزی‌های کامل دام  را طوری پهن می‌کردند که دیگر راهی برای فرار نبود.

+ این دختر جوان اگر چه این روز‌ها از مد و مدلینگ خیلی فاصله گرفته و دیگر نه آرزویش است و نه برایش تلاش می‌کند، اما پرده از حقایقی بر می‌دارد که شاید عبرتی برای دختران جویای نام باشد.

آرزوی ورود به دنیای مد را داشتم و به لحاظ استایل هم خود را مناسب این محیط می‌دانستم با جستجو در اینترنت با آژانس مدلینگی آشنا شدم که به صورت حرفه‌ای آموزش مدلینگ می‌داد و در نهایت مدل‌های حرفه‌ای را به مراکز‌ مختلف معرفی می‌کردند.

بعد از تماس از من یک سری عکس خواستند عکس‌هایی تمام قد، ولی با حجاب چون اینطور بیان می‌کردند که تحت پوشش مقررات جمهوری اسلامی هستند.

بعد از پذیرش و شرکت در کلاس متوجه حضور مربی آقا شدم ما باید با حجاب سر جلسات حاضر می شدیم، در هر جلسه تمرین کرده و عکاسان و فیلمبرداران زاویه و مدل حرکت‌ها را به ما آموزش می دادند.

+ دختری که آرزوهایش رنگ کابوس به  خود گرفت

وی در خصوص تب و سودای مدلینگ شدن افزود:هر کدام از دختران شرکت کننده در این کلاس علاقه داشتیم که هر چه سریعتر مدل حرفه‌ای شویم به همین علت رقابتی خاص بین بچه‌ها بود که هر کدام سعی می‌کردیم به مربی نزدیک شده تا بدانیم در جهت بهتر و مشهور شدن چه قدم‌هایی باید برداریم.

- وی در ادامه افزود:کار جدی و قانونی به نظر می‌آمد ماجرا از آن جایی شروع شد که در ارتباط زیاد با کارفرما صمیمیت‌هایی شکل گرفت تا جایی که یک روز کارفرما به من پیام داد و از من خواست در صورت تمایل از من عکس بگیرد بنابراین با هم قرار گذاشتیم و یک روز به دفترش رفتم امابه غیر خودش کسی در دفتر نبود بعد به شکل‌های متفاوت از من عکاسی کرد؛ کم کم دیالوگ‌ها راحت‌تر و صمیمانه‌تر شد، به من می‌گفت که اگر به حرف هایم گوش بدی من تو را به عنوان بهترین مدل ایران معرفی می‌کنم من هم سعی کردم بهترین خودم را ارائه بدهم.

رفته رفته مدل‌های عکاسی فرق کرد از من خواست که لباسم را در بیاورم تا هیکلم بهتر نمایش داده شود، من هم این کار را انجام دادم تا جایی که کاملا برهنه شدم و او با من رابطه جنسی برقرار کرد.

- از آن روز به بعد ورق برگشت و من بنده او شدم و اکثرمواقع من را به عنوان دوست دختر خود معرفی می‌کرد؛ چند پروژه هم من را فرستاد، ولی مبلغ بیشتر پروژه را خودش می گرفت و مقدار کمی به من می‌داد البته پروژ‌ه هایی که من را می‌فرستاد، همه با حجاب بود، ولی به خاطر عکس‌هایی که از من داشت من را مجبور می‌کرد هرکاری انجام دهم ماجرا تا مدت‌ها ادامه داشت و من در این مدت خیلی اذیت شدم تا جایی که قید کار در فضای مدلینگ را زدم.

مدل بودن برای من معنا و مفهوم دیگری داشت، اما در این محیط به واقعیت‌هایی پی بردم که نگاهم به این کار تغییر کرد و آرزویم به نفرت تبدیل شد، چون هر چه جلوتر می‌رفتم باید بهای بیشتری می‌پرداختم، بنابراین از دنیای مدلینگ بیرون آمدم.

باشگاه خبرنگاران جوان//

مطالب مشابه با اين مطلب

نظرت در مورد اين مطلب چيه؟


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی